بدون شرح!

گفتی بخند ؛ خندیدم 

  دعوا کردیم ؛ گریه کردم

بهم اخم کردی ؛ سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم

 دوباره بهم لبخند زدی ؛ اینطوریاست؟ 

منم بهت میخندم 

 اما جا داره بگم ؛ غلط اضافی نکن !
نظرات 2 + ارسال نظر
مریم حسینیان چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 19:28 http://maryamhosseinian.blogfa.com/

سلاااااااااااااااااام
چطوری امید جان؟ این عکس فوق العاده است. باور کن بهترین چیزی بود که توی این روزها لازم داشتم. پرتم کرد به روزهای خوب نوشتن با شما
خوبی؟ خوش می گذره؟ برام از خودت بگو. ایمیلم رو اینجا گذاشتم.
دلم برای تو و رضا و محسن خیلی تنگ شده. مراقب خودت باش

امید پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 20:33

سلام خانوم حسینیان نمیدونید چقدر دلم براتون تنگ شده من که خوبم و فعلا هم پشت کنکوری موندیم رضا هم خوبه و همیشه در ارتباطیم
شما الان کجایید در کانون هستید یا نه؟ وبلاگتون رو به سختی
لا به لای سایت کانون و وبلاگ های مراکز پیدا کردم دیشب به رضا گفتم که براتون کامنت گذاشتم خوشحال شد اگر در روزهایی به یکی از مراکز کانون می روید پیغام بگذارید تا به دیدنتان بیاییم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد